Art & Culture

  فرهنگ و هنر

 

Tomorrow Is Built Today

 

ازمجموعه گروه اینترنتی فرهنگ گفتگو

Iranian Futurist

 

     

 

فایل های صوتی اتاق فرهنگ و هنر   

موسیقی

اخبار

 فیلم

 شعر

داستان

تحلیل کارشناسان

گوناگون

 تماس با سایت

پیوندها

بدین وسیله  به اطلاع  صاحبان سایت ها  می  رسانیم که جهت دادن لینک های  متقابل با ما تماس گیرند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

چـرا نـمـادِ خـدا
نزد ایرانیان ، مـُرغ بود ؟
 

 

منوچهرجمالی

    
 

اندیشه ای که بنیادِ بزرگی و گشودگی و راستی وزندگی افزائی ایرانیان بود ، اندیشه « نوشوی ِهمیشگی ِخود در زندگی ، یا نوزائی ِهمیشگی ِخود در زندگی » بود.
این اندیشه، درتصویـر ِ« مـُرغ »، پیکر به خود میگرفت . این بود که نماد ِ « بُن هستی وآفرینش » ، مرغ، یا پرنده بود . به پـرنده، « بـاز» میگفتند ، چون « بـاز» ، به معنای « دو» هست . پرنده ، تنی هست که دوپر را به هم می پیوندد ، و با جنبش دوپردرهمآهنگی باهم ، پروازمیکند . هر پروازی، هرکاری ، هر اندیشه ای ، باز زائی و نوشوی مجددِ زندگی هست . « باز» ، همان واژه « واز، یا وای » است که درسانسکریت نیز به معنای « دو» هست( مانند بازو ) . وای همان « اندروای » ، خدای آسمان و ابرسیاه و باران است ، که نام دیگرش ، سیمرغ بوده است . ایرانیان ، خدا را « بُن یا اصل خودزائی » و« زهدان یا سرچشمه نوزائی» میدانستند . اصلی ، که ازخودش ، خودش را همیشه ازنو میزاید ، واین بُن وبیخ را ، درهمه جانها و انسانها درگیتی ، میافشاند و میپراکند . مرغ ، نماد چنین اصلی ، شمرده میشد .
آموزه ِ زرتشت وشریعت اسلام ، تصویر مارا ازخدا ، به کلی دگرگون ساخته اند. دراثر عادت ذهن به این تصاویر ِخـدا ، به سختی میتوان، اندیشه ِ ژرف واصیل ایرانیان را ازنو دریافـت . اساسا « پـر» به معنای « جفت= دوتا باهم» است. درکردی به حجله عروسی « په ری » گفته میشود. درانگلیسی به جفت pair و در آلمانی «sich paaren به جفت گیری » گفته میشود . ازاین رو « پـری = فـری » درسانسکریت و اوستا، معنای عشق و دوستی داشتند . دو پـرمرغ ، نماد جفت یا یوغ ، یا « همزاد به هم چسبیده »، یا دو اسبی که گردونه آفرینش را باهم، میکشند ، بود . اینکه سیمرغ ، پر خود را به زال زر میدهد ، به معنای آنست که زال زر ، جفت وهمال سیمرغ است . زال زر، با پرسیمرغ ، پیکریابی خودِ سیمرغ میشود .
یکی شدن دونیرو یا دو اصل ، با نیروی سومی که آن دو را باهم ، همآهنگ میسازد ، ولی خودش ، نادیدنی و ناگرفتنی است ، نماد « خود زائی و نو زائی و مهرو شادی وراستی وجوانمردی و اندیشیدن » بود . این « سه تای یکتا ، یا یک جفت بهم چسبیده= سئنا = سه تا نی که یک نی هست » ، نماد « اصل عشق و اندازه وهمآهنگی و جشن و شادی و آفرینندگی و اندیشیدن » بود . ازاین رو بود که هخامنشی ها و اشکانیان و سایر ایرانیان درخدایشان ، سرچشمه نوشوی ونوزائی همیشگی میدیدند .
خود واژه « پــرنده » ، که مرکب از دوبخش « پـر+ انده » هست ، به معنای « تخم عشق ورزی ، تخم باززائی، اصل پرواز، اصل معراج » هست .
نام دیگر« مـرغ» درایران« تن گوریا tangoria = tan+goria» بود (Junker ) . تن، به معنای زهدان است، وپسوند « گوریا= گوری ، گور» ، به معنای « ازنو تکوین یابی » است . مُـرغ ، سرچشمه تکوین یافتن ازنو است . همچنین خود واژه مرغ که دراوستا « meregha» میباشد ، مرکب از دوبخش gha+ mere است .
معانی « مر= امر» درسانسکریت باقی مانده است 1- بیزوالی و بیمرگی و فناناپذیری 2- خدا 3- جایگاه انـدر( که همان اندروای = سیمرغ میباشد ) 4- جفت 5- عدد 33 است . بدینسان ، مرغ یا «مره + غـه » دارای معانی 1- جایگاه بیزوالی و بیمرگی 2- جایگاه خدا 3- جایگاه اندروای یا سیمرغ ، خدائی که بنا بر رام یشت ، اصل جویندگیست، و همه اضداد ( سپنتا مینو و انگره مینو) را به هم میرساند و به هم پیوند میدهد . 4= جایگاه ، یا بند جفتها و یوغ وهمزاد 5= جایگاه انجمن همه خدایان ، چون خدایان ایران 33 تا بودند . پیشوند « مـر = امـر» ، اهمیت فوق العاده دارد . چون پیشوند « مر+ تخم = مردم = انسان » نیزهست . انسان ، تخم خدایان ، تخم سیمرغ ، تخم دواصل جفت نخستین ، تخم خدا ، تخم بیمرگی است . همچنین « امر= مر» پیشوند ِ امرتات = امرداد= مرداد هم هست . امرتات ، بیمرگی است، نه جاوید بودن به معنای زرتشتی و اسلامی . جان یا انسان ، یا خدا ،« بیمرگ» است ، چون همیشه ازنو زاده و از نو تازه میشود . موبدان زرتشتی ، واژه « مردم » را به شکل « مرت + تخم = تخم مردنی » ، تحریف میکنند، تا اصالت را ازانسان بگیرند وتبار خدائی و سیمرغی اورا ازاو بگیرند . انسان ، ازاین پس، فرزندِ خدا ( فرزندِ ارتا ) نیست. این اندیشه زرتشت ، برای خانواده سام – زال زر- رستم ، بزرگترین توهین به ارج انسان بود .
ازاین نامها بخوبی میتوان دید که « مرغ » ، اینهمانی با خدا ، با سی وسه خدا ، با جفت سپنتا مینو و انگره مینو( دوپر) داشت، که دراصل ، همکارهم بوده اند، نه چنانچه زرتشت میاندیشد ، بر ضد هم . تصویر خدا برای ایرانیان ، شخصی نبود که با همه دانی ( هرویسپ آگاهی) ، گیتی را بیافریند ، بلکه بُن وسرچشمه و زهدان نوزائی همیشگی در هر جانی ودرهر انسانی بود . این اندیشه بنیادی است که منشور حقوق بشر کوروش ، ازآن تراویده است . زرتشت با تصویر همزادش که مفهوم « جفت آفرید= یوغ = گواز= اسیم = مـر= پــر » را بکلی رد و طرد میکند ، خدا را به کردارمجموعه تخمها و تخمدانها ، درهمه جانها و درهمه انسانها نمیشناسد .
این واژه « مـُرغ » درتلفظ « تنگوریا » در شکل « تنگری » سبکشده است ، و نام « خدا » ، نزد ملل شرقی و ترکان ودرادبیات ، باقی مانده است . تصویر انسان بالدار هخامنشی ها ( چه دوبال ، چه چهار بال ، ... ) یا تصویر جفت مرغ برسرستونها ، نمودار همین اصل همزاد بهم چسبیده هخامنشیهاست ، که به کلی برضد اندیشه زرتشت میباشد . چنانکه درآثار هنری ومعماری ساسانیها نیز چنین جفت هائی را نمیتوان یافت.
این اندیشه « نوشوی و باز زائی »، که نمادش « مـُرغ » بود ، گوهر خدای ایران، و بن و فطرت انسان ، و اینهمانی یافتن خدا را با انسان، نشان میداد . افسانه شمردن سیمرغ ، نابود ساختن « اصل نوشوی و باز زائی » درمنش هر انسانی است . این اندیشه بود که فطرت انسان را فراسوی همه ادیان ( فراسوی کفرودین ) و عقاید و مذاهب و مسالک میشمرد، و هیچگونه تبعیضی رامیان انسانها وملت ها واقوام نمیشناخت . افسانه شمردن سیمرغ ، نابود ساختن فرهنگ اصیل ایران ، و اصالت انسان و اصالت گیتی است.




 

   

         

صفحه اول

 

    Art & Culture

wwww.farhanggoftego.com

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است