1
یک واقعه رخ می دهد ؛ یک واقعه رخ داده است ؛ یک واقعه
امکان رخ دادن دارد !
آن چه واقعه را به دیگری انتقال می دهد ، خبرآن واقعه
است که از زبان کسی شنید ه ـ
می شود . گوینده ی خبر واقعه را ممکن است به طور کامل
گزارش کند .
یعنی همه ی جزئیات آن را دقیق وهمان گونه که اتفاق
افتاده است به دیگری منتقل کند .
شنونده ی خبرشاهدعینی ماجرا نبوده است ؛ امّا با
تصّورماجرا در ذهن خود و پرداختی که ازآن دارد ، ماجرا
را دوباره سازی می کند ! چیزی ازآن می کاهد ، یا به آن
اضافه ـ
می کند و به دیگری انتقال می دهد .
این روند در ادامه ی خود واقعه ی رخ داده شده را از
جزئیات اوّلیه اش تا حدودی دور می کند ودرعلت ها
ودلایل رخ دادن آن نیزتغییراتی به وجود می آورد .
حالا ما با خبری روبه روایم که از نقل ِ در نقل
برگزفته شده است ! یعنی ما با راویان ِ متعددی از یک
واقعه روبه روایم که بر سندیّت گفته ها یشان هیچ
اطمینانی نیست ! با این همه خبردرذهن ما تبدیل به
باوری از یک واقعه ی رخ داده شده است .
2
رخ داد واقعه در یک مکان مشخّص جغرافیایی ( کشور ، شهر
، منطقه ، خیابان و . . . )
و در یک زمان ِ معیّن تقویمی ( سال ، فصل ، ماه ، روز
یا شب ، سپیده دم یا شامکاه ، صبح ، ظهر و یا عصر . .
. ) صورت گرفته است ! در نتیجه اطمینان ما از موقعیّت
مکانی ـ زمانی واقعه باید روشن باشد ؛ امّا مکان و
زمان واقعه در نقل روایات متعدد از آن دست خوش ِ جا به
جا یی می شود . یعنی که مکان و زمان آن از جای اصلی به
جاهای دیگر و از زمان وقوع واقعه به زمان های دیگر
انتقال پیدا می کند و درک ما را
دراین جا به جایی از اصل ماجرا دچار آشفته گی می سازد
. ما سر در گم می شویم !
ولی از آن جا که بخشی از خبر با واقعیّت رخ داده منطبق
است ما را در موقعیّت مکانی و زمانی ماجرا قانع می
سازد .
یعنی ما باور می کنیم که واقعه در یک جای مشخّص و دریک
زمان معیّن و درست در همان موقعیّت گفته شده رخ داده
است !
3
عامل یا عوامل واقعه اگرحوادث طبیعی نباشند ( توفان ،
سیل ،زلزله ،آتش سوزی و ... )
و با کنش یا واکنش انسانی صورت گرفته باشند ؛ دریافت
ما را با توّجه به نحوه ی بیان خبراز جانب خبررسان
دچار گونه ای عدم اطمینان از چگونه گی ماجرای رخ داده
می سازد . به این معنا که نسبتِ تعلق خاطروتعلق منافع
و دوری یا نزدیکی ِ خبررسان ـ به عامل یا عوامل ِبه
وجود آورنده ی ماجرا مؤثر است !
در این مرحله ما با دریافتی مثبت یا منفی " بسته به
تعّلقات ذکرشده دربالا " از به وجودآورنده خبرروبه
روایم . این امر در تأ ثیرپذیری ما و واکنش مان نسبت
به ماجرا نقشی اساسی بازی می کند . آن چنان که گاه
واقعه ای هولناک می تواند به حادثه ای پیش پا افتاده و
ناچیز تبدیل شود ! عکس این امر نیز صادق است .
در نتیجه ما با نگاهی از حذف و جذب ، نسبت به راوی یا
راویان ِ ماجرا روبه روایم !
4
دورشدن عامل یا عوامل ماجرا و کم رنگ شدن ؛ یا پُررنگ
شدن آن ـ در نحوه ی خبررسانی ، این نتیجه را می دهد که
ماجرای رخ داده شده در هاله ای از گُنگی نسبت به ذات
خود " یعنی همان گونه که صورت پذیرفته است " قرار گیرد
! در این مرحله با کم رنگ شدن نقش عامل ودور شدن او از
ماجرا ، ما با خبری سر و کار داریم که از انگیزه ی کنش
ویا واکنش اش کاسته می شود . یعنی با حذف تعمدی عامل
خود رااز دست رسی به شخصیّت اش در کل محروم ساخته ایم
!
در سویه ی دیگر ، با پرُرنگ کردن نقش و جایگاه عامل
واقعه ، ما به گمانه زنی های اغراق آمیز روی می آوریم
و گاه آن جا پیش می رویم که انگیزه ای ساده را به
داستانی شگرف و عاملی عادی وپیش پا افتاده را به
قهرمان واسطوره ای تاریخی مبدّل می کنیم .
5
نقل خبرابتداُ با انتقال چگونه گی واقعه ، انگیزه ای
جز شرح یک رویداد ندارد .
امری رخ داده است ! کسی آن را مشاهده کرده است و به
دیگری انتقال می دهد .
امّا در نحوه ی انتقال است که که نسبت به آن دخالت
صورت می گیرد ـ تا هدف های پیشینی راوی منظور شود !
صرف انتقال واقعه به خودی خود ، هیچ جیزی را دربرندارد
. آن چه واقعه را از حود جدا می کند تا شکلی به خود
بگیرد ، همانا هدفی ست
که از آن در جهت امیال انتقال دهنده منظور است !
6
ذهنیّت سازی مهّم ترین و اساسی ترین جنبه ی کارکردی
خبر است . از واقعه ی رخ داده شده باید نتایجی مطلوب
گرفته شود . نتایج مورد نظرفی نفسه در واقعه نیست ،
بلکه در انتقال آن است ، که با حذف عامل ویا فرا فکنی
ِ واقعه و نیز با درهم ریختن موقعیّت مکانی و زمانی آن
و با تعریفی " کلی ـ واقعی " از آن ، گیرنده ی خبردر
موقعیّتی انتزاعی قرار گیرد ـ تا با تحلیل امر کلی ،
به حقیقتی دست یابد که از انضمامات اش ــ تهی ست .
زیرا که واقعیّت اش در تعریف و نقل آن تحریف شده است .
اکنون زمینه های ایجاد فضایی صوری و مجازی آماده است
تا نتایج مطلوب راوی از نقل واقعه میّسر شود !
7
ایجاد چنین فضایی درامرذهنیّت سازی به کمک رسانه های
جمعی صورت می گیرد .
در زمان کنونی ، رسانه های پیشرفته ای همچون پُست های
الکترونیکی ،اتاق های
گفت وگوهای غیرحضوری و ابزارهای دیگر همچون ، پیام های
نوشتاری بردستگاه تلفن های همراه ، امکان تعمیم امری
کلی ، و فرا فکنی آن را به مثابه ی امکان وقوع
مشابهات رخ داده شده میّسرمی گرداند !
این جا دیگردریافت از طریق مشاهده ی عینی ودر جریان
امری تجربی قرارگرفتن ،
ودخالت گری درایجاد واقعه ، جای خود را به نوعی دریافت
ِشهودی ِ صرف که از جنبه های حسّی نیز حتی تهی ست می
دهد ! که القاء آن با بزرگ نما کردن برخی جنبه های کم
اهمیّت تر ، امّا مورد نظرخبررسان ، میّسر می گردد .
بی زمان کردن واقعه وایجاد فضاهای مکانی ِ مجازی وحضور
ِبی حضور ِملموس ِ گیرنده گان خبر ، امکان بسیار وسیعی
ست تا از امری واقعی و حقیقی ، صورتی به نمایش درآید
که به تمثیل از آن باید به گفت وگودر آمد !
8
کلی کردن خبراین امتیاز را دارد تا منبع خبررسان
،گیرنده ی خبررا ازچندوچون ماجرا و از اندیشه های اصلی
عامل و یا عوامل واقعه ، به دور نگه دارد . همین ایجاد
فاصله ـ تصویری نا روشن ازهدف های طرح ریزی شده به دست
می دهد که امکان هرنوع تفسیری از ماجرا را میّسر می
سازد . این امردرواقع ایجاد تعّمدی نوعی دگردیسی در
ذهن است ! شکل دهی ِ ذهن با روش هایی که در حیطه ی
قدرت قابل فهم است . قدرت با دراختیارداشتن ابزارهای
لازم ِذهنیّت سازی ، همواره درپی توجیهی عقلانی ! از
اقتدار خویش است . ایجاد فاصله ازهدف های " پیشینی "
وتصویری نا روشن وکلی از آن به دست دادن ، فهم و
دریافتِ گیرنده ی خبررابه حیطه های تقلیل گرایانه ی
واقعیّت ارجاع می دهد ، تا امر کلی نه دررفت و برگشتی
مدام از کل به جزء و از جزء به کل به تعریف درآید ،
بلکه ذهن ِگیرنده ی خبررا در ماندن و اسکان گزیدن ،
دریک یا چند امرجزیی به خود مشغول می دارد !
9
خبرنقل واقعه است . واقعه رخ داد امری اتفاقی یا از
پیش تعیین شده است !
نقل خبردرجهت ایجاد زمینه های دل خواه در ذهنیّت
گیرنده ی خبراست . ایجاد زمینه های دل خواه ، لزوماُ
همسو کردن بخشی از نیروی بالقوه ی اجتماعی به منظور
دستیابی به مطلوبیّت های از پیش تعیین شده ی خبررسان
است ! ابزارهای به کارگیرنده ی خبررسانی به نوعی "
ماشین جنگی " تبدیل می شوند ، تا هدف های مورد نظرآسان
تر به زیر سلطه درآیند . کارکرد مؤثردگردیسی و همسان
سازی از وظایف اصلی این" ماشین جنگی " ست !
نقل خبرپروسه ی درازمدت ِذهنیّت سازی در پیدایش هستی ِ
انسانی ست . گذار درازمدتی که قادر بوده است تا ـ
اسطوره بیافریند ! اسطوره بزداید ؛ القاء کند ، و از
قِبَل این ــــ
القاء گری زمینه های همسویی قدرت و ایدئولوژی را فراهم
سازد ـ تا این اندیشه القاء شود ،که عقلانیّتی ازلی ـ
ابدی در کار است ، تا توجیه گر همه ی آن چیزهایی باشد
که در حال گذار است ! یا شاید این که " تاریخ ، تاریخ
احتمالات و مواجهات است ! " * نه روندی مربوط به امر
واقعی انسان .
امّا اگرنقل خبراز روایتی خالی از قصد در نظرگرفته
نشود ، آن گاه با اطمینان می توان باور داشت که :
" تمام رخ داده هایی که حیات یک چیزرا احیاء می کنند ،
با رخ داده هایی که برای اولین بار باعث حیات آن چیز
شده اند ، تفاوت دارد . " **