Art & Culture

  فرهنگ و هنر

 

Tomorrow Is Built Today

 

ازمجموعه گروه اینترنتی فرهنگ گفتگو

Iranian Futurist

 

     

 

فایل های صوتی اتاق فرهنگ و هنر   

موسیقی

اخبار

 فیلم

 شعر

داستان

تحلیل کارشناسان

گوناگون

 تماس با سایت

پیوندها

بدین وسیله  به اطلاع  صاحبان سایت ها  می  رسانیم که جهت دادن لینک های  متقابل با ما تماس گیرند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

( خبر ؛ پروسه ی نقل تا دگردیسی ذهن! )

 

 

 

شهريار دادور    

 

 

1
یک واقعه رخ می دهد ؛ یک واقعه رخ داده است ؛ یک واقعه امکان رخ دادن دارد !
آن چه واقعه را به دیگری انتقال می دهد ، خبرآن واقعه است که از زبان کسی شنید ه ـ
می شود . گوینده ی خبر واقعه را ممکن است به طور کامل گزارش کند .
یعنی همه ی جزئیات آن را دقیق وهمان گونه که اتفاق افتاده است به دیگری منتقل کند .
شنونده ی خبرشاهدعینی ماجرا نبوده است ؛ امّا با تصّورماجرا در ذهن خود و پرداختی که ازآن دارد ، ماجرا را دوباره سازی می کند ! چیزی ازآن می کاهد ، یا به آن اضافه ـ
می کند و به دیگری انتقال می دهد .
این روند در ادامه ی خود واقعه ی رخ داده شده را از جزئیات اوّلیه اش تا حدودی دور می کند ودرعلت ها ودلایل رخ دادن آن نیزتغییراتی به وجود می آورد .
حالا ما با خبری روبه روایم که از نقل ِ در نقل برگزفته شده است ! یعنی ما با راویان ِ متعددی از یک واقعه روبه روایم که بر سندیّت گفته ها یشان هیچ اطمینانی نیست ! با این همه خبردرذهن ما تبدیل به باوری از یک واقعه ی رخ داده شده است .

2

رخ داد واقعه در یک مکان مشخّص جغرافیایی ( کشور ، شهر ، منطقه ، خیابان و . . . )
و در یک زمان ِ معیّن تقویمی ( سال ، فصل ، ماه ، روز یا شب ، سپیده دم یا شامکاه ، صبح ، ظهر و یا عصر . . . ) صورت گرفته است ! در نتیجه اطمینان ما از موقعیّت مکانی ـ زمانی واقعه باید روشن باشد ؛ امّا مکان و زمان واقعه در نقل روایات متعدد از آن دست خوش ِ جا به جا یی می شود . یعنی که مکان و زمان آن از جای اصلی به جاهای دیگر و از زمان وقوع واقعه به زمان های دیگر انتقال پیدا می کند و درک ما را
دراین جا به جایی از اصل ماجرا دچار آشفته گی می سازد . ما سر در گم می شویم !
ولی از آن جا که بخشی از خبر با واقعیّت رخ داده منطبق است ما را در موقعیّت مکانی و زمانی ماجرا قانع می سازد .
یعنی ما باور می کنیم که واقعه در یک جای مشخّص و دریک زمان معیّن و درست در همان موقعیّت گفته شده رخ داده است !






3

عامل یا عوامل واقعه اگرحوادث طبیعی نباشند ( توفان ، سیل ،زلزله ،آتش سوزی و ... )
و با کنش یا واکنش انسانی صورت گرفته باشند ؛ دریافت ما را با توّجه به نحوه ی بیان خبراز جانب خبررسان دچار گونه ای عدم اطمینان از چگونه گی ماجرای رخ داده می سازد . به این معنا که نسبتِ تعلق خاطروتعلق منافع و دوری یا نزدیکی ِ خبررسان ـ به عامل یا عوامل ِبه وجود آورنده ی ماجرا مؤثر است !
در این مرحله ما با دریافتی مثبت یا منفی " بسته به تعّلقات ذکرشده دربالا " از به وجودآورنده خبرروبه روایم . این امر در تأ ثیرپذیری ما و واکنش مان نسبت به ماجرا نقشی اساسی بازی می کند . آن چنان که گاه واقعه ای هولناک می تواند به حادثه ای پیش پا افتاده و ناچیز تبدیل شود ! عکس این امر نیز صادق است .
در نتیجه ما با نگاهی از حذف و جذب ، نسبت به راوی یا راویان ِ ماجرا روبه روایم !

4

دورشدن عامل یا عوامل ماجرا و کم رنگ شدن ؛ یا پُررنگ شدن آن ـ در نحوه ی خبررسانی ، این نتیجه را می دهد که ماجرای رخ داده شده در هاله ای از گُنگی نسبت به ذات خود " یعنی همان گونه که صورت پذیرفته است " قرار گیرد ! در این مرحله با کم رنگ شدن نقش عامل ودور شدن او از ماجرا ، ما با خبری سر و کار داریم که از انگیزه ی کنش ویا واکنش اش کاسته می شود . یعنی با حذف تعمدی عامل خود رااز دست رسی به شخصیّت اش در کل محروم ساخته ایم !
در سویه ی دیگر ، با پرُرنگ کردن نقش و جایگاه عامل واقعه ، ما به گمانه زنی های اغراق آمیز روی می آوریم و گاه آن جا پیش می رویم که انگیزه ای ساده را به داستانی شگرف و عاملی عادی وپیش پا افتاده را به قهرمان واسطوره ای تاریخی مبدّل می کنیم .

5

نقل خبرابتداُ با انتقال چگونه گی واقعه ، انگیزه ای جز شرح یک رویداد ندارد .
امری رخ داده است ! کسی آن را مشاهده کرده است و به دیگری انتقال می دهد .
امّا در نحوه ی انتقال است که که نسبت به آن دخالت صورت می گیرد ـ تا هدف های پیشینی راوی منظور شود ! صرف انتقال واقعه به خودی خود ، هیچ جیزی را دربرندارد . آن چه واقعه را از حود جدا می کند تا شکلی به خود بگیرد ، همانا هدفی ست
که از آن در جهت امیال انتقال دهنده منظور است !





6

ذهنیّت سازی مهّم ترین و اساسی ترین جنبه ی کارکردی خبر است . از واقعه ی رخ داده شده باید نتایجی مطلوب گرفته شود . نتایج مورد نظرفی نفسه در واقعه نیست ، بلکه در انتقال آن است ، که با حذف عامل ویا فرا فکنی ِ واقعه و نیز با درهم ریختن موقعیّت مکانی و زمانی آن و با تعریفی " کلی ـ واقعی " از آن ، گیرنده ی خبردر موقعیّتی انتزاعی قرار گیرد ـ تا با تحلیل امر کلی ، به حقیقتی دست یابد که از انضمامات اش ــ تهی ست . زیرا که واقعیّت اش در تعریف و نقل آن تحریف شده است .
اکنون زمینه های ایجاد فضایی صوری و مجازی آماده است تا نتایج مطلوب راوی از نقل واقعه میّسر شود !

7

ایجاد چنین فضایی درامرذهنیّت سازی به کمک رسانه های جمعی صورت می گیرد .
در زمان کنونی ، رسانه های پیشرفته ای همچون پُست های الکترونیکی ،اتاق های
گفت وگوهای غیرحضوری و ابزارهای دیگر همچون ، پیام های نوشتاری بردستگاه تلفن های همراه ، امکان تعمیم امری کلی ، و فرا فکنی آن را به مثابه ی امکان وقوع
مشابهات رخ داده شده میّسرمی گرداند !
این جا دیگردریافت از طریق مشاهده ی عینی ودر جریان امری تجربی قرارگرفتن ،
ودخالت گری درایجاد واقعه ، جای خود را به نوعی دریافت ِشهودی ِ صرف که از جنبه های حسّی نیز حتی تهی ست می دهد ! که القاء آن با بزرگ نما کردن برخی جنبه های کم اهمیّت تر ، امّا مورد نظرخبررسان ، میّسر می گردد .
بی زمان کردن واقعه وایجاد فضاهای مکانی ِ مجازی وحضور ِبی حضور ِملموس ِ گیرنده گان خبر ، امکان بسیار وسیعی ست تا از امری واقعی و حقیقی ، صورتی به نمایش درآید که به تمثیل از آن باید به گفت وگودر آمد !

8

کلی کردن خبراین امتیاز را دارد تا منبع خبررسان ،گیرنده ی خبررا ازچندوچون ماجرا و از اندیشه های اصلی عامل و یا عوامل واقعه ، به دور نگه دارد . همین ایجاد فاصله ـ تصویری نا روشن ازهدف های طرح ریزی شده به دست می دهد که امکان هرنوع تفسیری از ماجرا را میّسر می سازد . این امردرواقع ایجاد تعّمدی نوعی دگردیسی در ذهن است ! شکل دهی ِ ذهن با روش هایی که در حیطه ی قدرت قابل فهم است . قدرت با دراختیارداشتن ابزارهای لازم ِذهنیّت سازی ، همواره درپی توجیهی عقلانی ! از اقتدار خویش است . ایجاد فاصله ازهدف های " پیشینی " وتصویری نا روشن وکلی از آن به دست دادن ، فهم و دریافتِ گیرنده ی خبررابه حیطه های تقلیل گرایانه ی واقعیّت ارجاع می دهد ، تا امر کلی نه دررفت و برگشتی مدام از کل به جزء و از جزء به کل به تعریف درآید ، بلکه ذهن ِگیرنده ی خبررا در ماندن و اسکان گزیدن ، دریک یا چند امرجزیی به خود مشغول می دارد !

9

خبرنقل واقعه است . واقعه رخ داد امری اتفاقی یا از پیش تعیین شده است !
نقل خبردرجهت ایجاد زمینه های دل خواه در ذهنیّت گیرنده ی خبراست . ایجاد زمینه های دل خواه ، لزوماُ همسو کردن بخشی از نیروی بالقوه ی اجتماعی به منظور دستیابی به مطلوبیّت های از پیش تعیین شده ی خبررسان است ! ابزارهای به کارگیرنده ی خبررسانی به نوعی " ماشین جنگی " تبدیل می شوند ، تا هدف های مورد نظرآسان تر به زیر سلطه درآیند . کارکرد مؤثردگردیسی و همسان سازی از وظایف اصلی این" ماشین جنگی " ست !
نقل خبرپروسه ی درازمدت ِذهنیّت سازی در پیدایش هستی ِ انسانی ست . گذار درازمدتی که قادر بوده است تا ـ اسطوره بیافریند ! اسطوره بزداید ؛ القاء کند ، و از قِبَل این ــــ
القاء گری زمینه های همسویی قدرت و ایدئولوژی را فراهم سازد ـ تا این اندیشه القاء شود ،که عقلانیّتی ازلی ـ ابدی در کار است ، تا توجیه گر همه ی آن چیزهایی باشد که در حال گذار است ! یا شاید این که " تاریخ ، تاریخ احتمالات و مواجهات است ! " * نه روندی مربوط به امر واقعی انسان .
امّا اگرنقل خبراز روایتی خالی از قصد در نظرگرفته نشود ، آن گاه با اطمینان می توان باور داشت که :
" تمام رخ داده هایی که حیات یک چیزرا احیاء می کنند ، با رخ داده هایی که برای اولین بار باعث حیات آن چیز شده اند ، تفاوت دارد . " **

 

 



* ـ نیچه
** ـ ژیل دولوز




 



 

شهریار دادور ــ استکهلم
فوریه ی 2007
 

 

 

 

        

صفحه اول

 

    Art & Culture

wwww.farhanggoftego.com

استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است